تبلیغات
شاهکار قرن - زلزله
سه شنبه 3 مرداد 1391

زلزله

   نوشته شده توسط: میلاد ظهیری    نوع مطلب :دلنوشته های نانوشته ،

نمی دانم چه شد . انگار زلزله بود . آمد و همه چیز خراب شد . من اینجا را دوباره میسازم و منتظر دستانت هستم که به کمکم بشتابد . هر وقت بیایی دیر نیست . حتی اگر برای آخرین آجر برسی . فقط نگذار بی تو ، اینجا تنها بمانم . نمیدانم تنها چه کنم در اینجا . فقط می سازم . این بار دست گذاشتم روی خودم تا خود سازی کنم . همین برام کافیه که می دونم این ساختن هیچ وقت تمومی نداره . فقط انتظار بره برگشتنت رو داره . بیا تو هم کمک کن تا خودمو از نو بسازم . من هنوز " منتظرم "


floyFreetage.jimdo.com
شنبه 24 تیر 1396 08:03 ب.ظ
I've been browsing online more than 4 hours today, yet I never found
any interesting article like yours. It is pretty worth enough
for me. Personally, if all site owners and bloggers made good content as you did, the web will
be much more useful than ever before.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر