تبلیغات
شاهکار قرن - ترکش محبت
پنجشنبه 22 فروردین 1392

ترکش محبت

   نوشته شده توسط: میلاد ظهیری    نوع مطلب :دلنوشته های نانوشته ،

کاش روزی را می دیدم کع دنیا به روی مظلومان هم بخندد . دنیا تنگ شده است . کم کم در حال نابود شدن است . نابود شدن خود نه !!! بلکه نابود شدن آن چه که برایش به وجود آمد . می دانم فرصت زیادی باقی نیست . مرگ دنیا هم اول گریبان خوب ها را می گیرید . هر کس محبت کند ، ترکش محبتش اول از همه ، خودش را می گیرد .
نمی دانم محبت نابود می شود یا فراموش می شود . هر چه هست ، به هر کسی محبت کنی ، شاید به آنی نرسد که تأثیر محبت خود را ، دیگر در او نمی بینی . فراموش شد . نابود شد .
شاید هم بدون فراموشی و نابودی ، تنها نادیده گرفته شد .
هر چه باشد ، ارزشش به همین راحتی از بین می رود . و آنگاه حسرت محبتی را می خوری که بیهوده وقتت را گرفت . این همان ترکش محبت است که بخواهی یا نخواهی به زودی به خودت باز می گردد .
کاش روزی برسد که این ترکش سوی ظالمان برود که گرگ در لباس گوسفند شدند تا دنیای خوبان را دزدیده و لباس گرگ به تن آن ها کنند .
کاش چشمانمان تنها ظاهر را نمی دید . باطن کار ها را می دید . محبت و دلسوزی پشت ثانیه ثانیه ی تلاش ها را میدید . اشک های پنهان از دیده را می دید . آنگاه شاید به آنی ، محبت ها را نادیده نمی گرفت . دور نمی ریخت و عاشقانه زندگی می کرد .


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر