تبلیغات
شاهکار قرن - دلنوشته های نانوشته
چهارشنبه 19 شهریور 1393

دلنوشته های نانوشته

   نوشته شده توسط: میلاد ظهیری    نوع مطلب :دلنوشته های نانوشته ،

این بار می خواهم از درد دلم بنویسم
سال هاست که بغض، راه گلویم را برای گفتن درد ها بسته است
تصمیم گرفتم که به جای گفتن بنویسم. در نوشتن بغض بر سر راه نیست. آن را نمی بینی و نمی فهمی. آسوده تر می توان حرف دل را نوشت تا اینکه گفت.
اما
آمدم از درد دل بنویسم. کمی تأمل کردم. ماندم از کدام درد بنویسم
آری
در دلنوشته ها هم نمی توان درد ها را نوشت. نمی توان حس کرد. این بار بغض راه را نبسته
این درد ها راه را بسته اند. دلنوشته ها نانوشته می مانند به جرم اینکه درد ها خود نمی خواهند نوشته شوند. درد باید گفته شوند. هر دردی به مخاطب خودش گفته شود. درد ها می خواهند گفته شوند تا حل شوند. تا فهمیده شوند. اصلا درد برای فهمیده شدن می ماند. هرگاه درک شود، می رود. با نوشتن، هیچ دردی نمی رود. دنیا را پر از نوشته کنید. نسخه دهید برای هر دردی. اما تا وقتی فهمیده نشود درمان نمی شود.
این بار هم نمی نویسم. این دلنوشته ها نانوشته می مانند
هرگاه دردی، درمان شد، آنگاه می توان راه نانوشته بودن را باز کرد. آنگاه می توان از آن نوشت. چون دیگر درد نیست. دلنوشته است. خاطره است ...


دنبالک ها: منبع دلنوشته ،

What is the tendon at the back of your ankle?
جمعه 3 شهریور 1396 11:19 ق.ظ
Hi! I could have sworn I've been to this site before but after browsing through some of the post I realized it's new to me.
Anyhow, I'm definitely happy I found it and I'll be bookmarking and
checking back frequently!
https://nikolebollinger.wordpress.com
شنبه 14 مرداد 1396 08:49 ب.ظ
It's hard to come by well-informed people about
this topic, but you sound like you know what you're talking about!
Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر