تبلیغات
شاهکار قرن - صبر
شنبه 29 شهریور 1393

صبر

   نوشته شده توسط: میلاد ظهیری    نوع مطلب :دلنوشته های نانوشته ،

امروز حالم مثل روز های دیگر نیست
نه اینکه روز های دیگر خوب بودم و امروز بد و نه اینکه روز های دیگر بد و امروز خوب
اما، امروزم طوری گذشت که تا به حال نبود.
نمی دانم چه کسی درک می کند؟
آیا می توان درک کرد که عشق را در نزدیکیت ببینی، اما نتوانی لمسش کنی و تنها به نگاهی حسرت آلود بسنده کنی؟
درد دارد وقتی می بینی کسی را دوست داری، ولی نمی فهمد. نه اینکه دوست داشتنت را نفهمد.
بلکه، تو را نمی فهمد. همه رازها در همین چند کلمه نهفته است.
فرصتی بده تا تو را به اوج شکوهت برسانم. تا بدانی که آنچه در شأن توست، این نیست که در آن هستی. تا بدانی که زندگی در این مرگ نهفته است. تا بفهمی که نمی توان آه دلی را که با بی رحمی در طوفان غم رهایش می کنی، نادیده گرفت.
فرصت بده تا زندگی کنیم و قیمت بگیریم. با هر کسی و به هر قیمتی زندگی کردن ارزش ندارد. ارزنده شو تا بدانی و ببینی آن چه را نمی بینی و نمی دانی
بدان این مسیر ارزشمندی و خوشبختی نیست. بدان آن چه می روی پایانش جز غم نیست.
کاش فرصت دهی و کمی صبر داشته باشی تا همه را به تو ثابت کنم.


دنبالک ها: منبع دلنوشته ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر